X
تبلیغات
دکتـر علی شریـعـتـی
 
 

                                    

آب را گل نکنیم...

در فرودست انگار

عده ای منتظرند ،

که از آن آب گل آلود ، بگیرند ماهی!!

آب را گل نکنیم...

 بهتاش تفرشی

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 22:28 توسط بهتاش |

 

جاذبه سیب، آدم را به زمین زد؛.

 و جاذبه زمین، سیب را؛.

 فرقی نمی کند؛.

سقوط ، سرنوشتِ دل دادن به هر جاذبه ای؛. غیر از خداست .

 

 


+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 21:10 توسط بهتاش |

 

سلام

حتما بخونین .  زیاده ولی ارزش داره

  

ما می بینیم که پیغمبر اسلام در ۲۳ سال رسالتش ،

 اسلام و تمام احکام و عقایدش را در همان سال اول  مطرح نکرد ؛

به تدریج مطرح کرد : اول مسئله توحید را طرح کرد

و تا ۳ سال هیچ کلمه دیگری بر آن اضافه ننمود :

((  قولوا لا اله الا الله تفلحوا ))

خوب ، نماز چیست ؟ هنوز نمی خوانند !

روزه چیست ؟ هیچ !

حج ؟ اصلا ندارد !

زکات ؟ اصلا !

قید و بندی ، حدودی ، عملی ؟ اصلا

یک چیز فقط فکری است همین است که بتها را

 

در ذهنشان و اعتقادشان نفی کنیم و به خدا معتقدشان کنیم.

بنابر این کسانی که در ۳ سال اول مسلمان شدند

 و به توحید معتقد شدند و مردند ،احتمالا « شرابخوار » بودند ،

« نماز نخوان » ، « روزه نگیر »‌ ، « حج نکن » ، و …. بودند

بعد از اینها در سال هفتم ، هشتم حجاب مطرح می شود ؛

یعنی بعد از هجده ، نوزده ،بیست سال کار روی مردم حجاب را مطرح می کند.

همچنین مسأله شراب مطرح می شود. شراب را چگونه طرح می کند ؟

از همان مکه نمی گوید  که

« آهای مردم ، آهای ملت ، آهای عرب ها  ،

تا به توحید معتقد می شوید  ، باید دیگر تمام کارهایتان راست و ریست باشد »

! نه ! کی ؟ در سال های آخر بعثتش مسأله شراب را مطرح می کند .

محمد (ص) گفت :

((فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما))

یعنی گناه دارد و نیز برایتان منفعتی دارد ؛

 اینطور نیست که من آدم متعصبی باشم ،

 ارزشش را ندانم و نفهمم ؛ نخیر ، قبول هم دارم ، درست ! اما زیانش بیشتر است .

شنونده در برابر چه کسی قرار می گیرد ؟ یک آدم روشنفکر که شعور دارد ،

 تعصب ندارد و شراب را ، به صورت تابویی ،جنی ،

 غولی نجس ، و متا فیزیکی و غیبی تلقی نمی کند ؛

 اما به خاطر اینکه زیان های اجتماعی و انسانی زیاد دارد ،

 در عین حال که منافعش را هم قبول دارد و می شناسد ، نفی اش می کند .

آدم حرف او را گوش می دهد ؛

 اما هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، « موسیقی حرام است » ،

 ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده

  و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد !

ای کسی که می گویی « غنا» حرام  است ،

 اصلا تو می فهمی  « غنا » چیست ؟

اصلا تو این را که این موزیک حماسی است

 یا ملی است یا علمی است ، تشخیص می دهی ؟!

موسیقی هزار شعبه دارد  ، تاریخ  دارد ، نقش های گوناگون دارد ،

 بنابراین وقتی که تو فتوا می دهی « حرام است » ، هیچکس گوش نمی کند ؛

 برای اینکه تو نمی فهمی که چیست !!

دکتر شریعتی


بدون شرح

                                        

                       


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1392ساعت 23:53 توسط بهتاش |

 

خدایا ما را ببخش،

بخاطر همه درهایی که زدیم و هیچ کدام خانه تو نبود...

 

 

 

اتم را شکافته ایم اما . . .

از درون خویش بی خبریم !!

 


 خدایا دوستت دارم....


خدا دوستدار آشناست،عارف عاشق می خواهد، نه مشتری بهشت !!!

                                            " دکتر شریعتی "

    

افسوس ، روزی می رسد که بی دینی نماد روشن فکری است  !

"دکتر شریعتی"


پ.ن: نظران و لایک های شما باعث دلگرمیه منه.پس بدون نظر و لایک رد نشین..

 


+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 23:7 توسط بهتاش |

همه غلطی می چرخند، به جز یکی
همان فلشی که در جهت مخالف دیگران است
حــســیـــن!
و تنها اوست که به دعوت شهادت، طواف را ترک می کند ...

 مجموعه آثار 6 صفحه 16
                   
 
 
 
پدر و مادر، من در خلوت خالص تو بودم. دیدم که چسبیدی با همه ی وجود و ایمان و اخلاصت دعا می کنی. خدا و پیغمبرت و کتابت و ائمه ات و همه ی مقدسینت را می خوانی که خدایا من را نجات بده! مــــــــــــــــن! خدایا به تن من سلامت بده! به زندگی من عا...فیت بده! قرض من را ادا کن! مریض من را شفا بده! مسافر من را به سلامت از سفرش به من برگردان! ارواح گذشتگان من را ببخش و در سرازیری قبر به داد من برس! من را از آن آتش خشم و عذاب رها کن! من را در بهشت با شخصیت های بزرگ مقدست محشور بگردان! ... من نمی دانم این چه جور دینی است که از بشریت صحبت نمی کنه، از جامعه صحبت نمیکنه، از زندگی انسان ها صحبت نمی کنه همش مــــــــــــــــنه! در اینجا من، در آنجا من. این دین فقط تو را باید نجات بدهد؟ من به دنبال دین و ایمانی می گردم که بشریت را نجات بدهد حتی خودم هم فدایش بشوم
 
بر گرفته از کتاب "پدر و مادر ما متهمیم"
 
.............................
 
انسان اگر انسان دیگری را بکشد، آدم می ماند، هر چند قاتل!؛ لیکن آدمی که در مقابل آدمی دیگر خم می شود، یا چاپلوسی می کند، دیگر آدم نیست
 
   
 
 
   هر کس آن چنان می میرد که زندگی می کند و هر کس آن چنان که در بیداریست، خواب می بیند!
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 13:46 توسط بهتاش |

 
 
نداشتن هاست که به ما هدف می دهد

دکتر علی شریعتی / تاریخ تمدن 2 / صفحه 94
 
 
                                                      
 
چه خوشبختی بزرگی ست بدبختی های کوچک ! روح های اندکی که از رنجهای حقير به ناله مي آيند، دردهای روزمره گرفتارشان ميکند ، قدر سعادت بزرگی را که خداوند نصيبشان کرده است نمي دانند . اينها از لذتهای روزمره و نعمتهای ريخته پاش هم غرق شور و شعف ميشوند . اين دنيا ، برای اين دلها بهشت است . کامی که با آب نبات شيرين مي شود چقدر آسان ميتواند خوشبخت باشد .

دکتر علی شریعتی / آثار گونه گون / صفحه 75
                           
 
 
 
تشیع علوی تشیع رسم است
تشیع صفوی تشیع اسم
تشیع علوی تشیع پیروی است
تشیع صفوی تشیع ستایش
تشیع علوی تشیع اجتهاد است
تشیع صفوی تشیع جمود
... تشیع علوی تشیع مسئولیت است
تشیع صفوی تشیع تعطیلی همه مسئولیت ها
تشیع علوی تشیع آزادی است
تشیع صفوی تشیع عبودیت است
تشیع علوی تشیع انقلاب کربلاست
تشیع صفوی تشیع فاجعه کربلا
تشیع علوی تشیع شهادت است
تشیع صفوی تشیع مرگ
تشیع علوی تشیع توسل برای تکامل است
تشیع صفوی تشیع توسل برای تقلب
تشیع علوی تشیع یاری حسین است و
تشیع صفوی تشیع گریه بر حسین

دکتر علی شریعتی / تشیع علوی تشیع صفوی
 
 
 
 
مهربانی جاده ای ست که هر چه پیشتر روند , خطرناک تر می گردد . نمی توان بازگشت , اما لحظه ای باید درنگ کرد و شاید چند گامی به بیراهه رفت .

دکتر علی شریعتی / گفتگو های تنهائی
 
 
 
 
حکومت با زکات کاخ می سازد و کاخ سازی اش را در مسجد توجیه می کند . سرمایه داران حکومتی , با پول زکات چاق و چاق تر می شوند و در مساجد پیروزی شان را به رخ مردم می کشند .

دکتر علی شریعتی / کتاب شیعه / صفحه 200
                         
 
 

+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 21:8 توسط بهتاش |

 

و چه فاجعه‌اي است كه باطل ، به دستي عقل را شمشير مي گيرد و به دستي شرع را سپر !

دکتر علی شریعتی / حج

 

خدایا : خود خواهی را چنان در من بکش، یا چندان برکش، تا خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم

دکتر علی شریعتی _ کتاب نیایش

 

گوسفندی ذبح کن و لقمه ای به گرسنه ای ببخش !
وه که این حج , کلافه ام می کند !
چهار سال است که هنوز از حج باز نگشته ام ! هنوز حاجی نشده ام !!!

دکتر علی شریعتی / گفتگو های تنهائی

                                          


+ نوشته شده در جمعه هشتم دی 1391ساعت 20:27 توسط بهتاش |

 

 

من علت تمام بدبختی و این روح ذلت پذیری را در دو چیز می بینم :

          یکی تقیه در برابر حاکم و دیگری , ریا در برابر عوام .

                                  دکتر شریعتی


+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 18:15 توسط بهتاش |

 

 

به نام خدا

با سری جدید حملات زیبا دوباره در خدمت شما هستم ....

 منتظر پستای های جدید باشید.

 

 


بهترین مترجم کسی است که:
سکوت دیگران را ترجمه کند!
شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد…

 

 

لحظه لحظه زندگی را سپری میکنیم تا به خوشبختی برسیم ٬

غافل ازاینکه خوشبختی در همون لحظه ای بود که سپری شد.

 

 

رنج جان کاهی است

گنج بودن و مجهول ماندن !

گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن!

رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن!

علم بودن عالم نیافتن!

زیبا بودن و نادیده ماندن!

فریاد بودن و نا شنیده ماندن!

نور بودن و روشن نکردن!

آتتش بودن و گرم نساختن!

عشق بودن و دلی نیافتن !

روح بودن و کالبدی نبودن!

چشمه بودن و تشنه ای نیافتن!

پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن!

مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن!

چنگ بودن و پنجه ی نوازنده ای نبودن....

چه بگویم ؟ خدا بودن و انسان نداشتن!

 

 

دموکراسی می گوید : رفیق حرفت را خودت بزن ،نانت را من می خورم!

مارکسیسم می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم!

فاشیسم می گوید : نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن!

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم که به حق برسی!

اسلام دروغین می گوید:تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن ... اما حرفی را که ما می گوییم!

                            

 

هی به این فکر میکنم که ما در اینجا عرق میریزیم و وضعمان این است

و انها در انجا عرق میخورند و وضعشان آن ...
نمیدانم مشکل در نوع عرق هاست یا در خوردن و ریختن ما!!!

 

عشق گاه جا به جامیشود و گاه می سوزاند اما دوست داشتن...
از جای خویش ،از کنار دوست خویش بر نمیخیزد، سرد نمیشود که داغ نیست و نمیسوزاند

که سوزاننده نیست !

 

(دکتر علی شریعتی )




+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 18:55 توسط بهتاش |

 

زینب جان شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما ، بی حسین شدن تو بود

و شرمنده تر اینکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 13:26 توسط بهتاش |

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم

 وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم

 سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

 چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد.

 وچند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم

 برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر راه برویم…

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...


" دکترعلی شریعتی"

                    دوستای گلم نظراتتون رو تو پست پایینی بذارین ..ممنون                           


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 17:44 توسط بهتاش

 

خدایا:

کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟

مرزهای درست هرکدام ، کدام است؟

من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی ، در این تنها کشور

 شیعه جهان ! به جایی برسد

 که سخنگوی رسمی مذهب ما‌ «فاطمه» را آنچنان که سلیمان کتانی – طبیب

مسیحی – شناسانده است،

و «علی» را آنچنان که دکتر جورج جرداق – طبیب مسیحی – توصیف میکند

 و «اهل بیت» را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است

 و «ابوذر غفاری» را آنچنان که جودة السحار نوشته است

و حتی «قرآن» را آنچنان که بلاشر – کشیش رسمی کلیسا – ترجمه نموده است

و «پیغمبر» را آنچنان که ردنسن – محقق یهودی – میبیند، بفهمد

و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه

جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی!! توفیق یابند.

خدایا این مردم شیعه اند ، شیعه علی ، تنها پیروان اهل بیت ، تنها ملتی که حق

را تشخیص داده اند و چهره پرشکوه علی را و عظمت های خاندان علی را

یافته اند؟؟

و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده توانایی ، که قلمش و عمرش

همه در خدمت زنان اهل بیت ،سنی است؟

و بلاشر که روحانی رسمی مسیحیت بود و چهل سال در تحقیق و ترجمه قرآن رنج

برد و بر روی آیات کور شد کافر است؟

و ماسینیون که دریایی از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگی سلمان، نخستین

بنیانگذار تاریخ شیعه در ایران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامی و از

سلمان سخن میگفت ، سراپا مشتعل میشد کافر است؟

خدایا:

به من بگو ، تو خود چگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟

ایا عشق ورزیدن به اسمها تشیع است؟ یا شناخت مسمی ها ؟؟

 

                             این پست نظر میخادا!!!!                                  

 

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 10:25 توسط بهتاش |

"ای مردم ؛ دکتر شریعتی دست‌مایه طنز نیست"

قطار که به ایستگاه نزدیک می‌شود بلندگو اعلام میکند؛ «دکتر شریعتی». بغل دستی‌ام یاد چیزی میافتد با آرنج به پهلوی دوستش میزند،گوشی همراهش را نشانش می‌دهد و میپرسد «راستی این جوک را شنیده‌ای؟»

امروز شاهد پیامک هایی هستیم که برخی از بزرگانمون بخصوص دکتر شریعتی رو مورد سوِِژه قرار داده. این کار برنامه ریزی شده داره دین و فرهنگمونو از هم می پاشونه....

مخاطبم جوونای این سرزمینن ...

جوونایی که دینشونو به یک نیشخند میفروشند ..

حال به که یا به چه چیز میفروشند خدا میداند ...

بیاییم برای یکبار هم که شده از فرهنگمون دفاع کنیم ...

فقط یکبار..



"درد دلی با دکتر شریعتی"

شریعتی دلم میسوزد برای مظلومیتت. تو خواستی راه رو نشون بدی ،ولی ما نخواستیم که ببینیم . ما بد کردیم بر تو و امثال تو ....



               


با تشکر از مهسا جزینی ........



+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 13:0 توسط بهتاش |

 

آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند .اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند

 

 

اگر دروغ رنگ داشت
هر روز شاید
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند

اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند

اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی…
و من شاید کمر شکسته ترین بودم

اگر غرور نبود
چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
جستجو نمی کردیم

اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم

اگر خواب حقیقت داشت
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود…
ولی گنج ها شاید
بدون رنج بودند

اگر همه ثروت داشتند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…

اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود
همه کافر بودند
و زندگی بی ارزش ترین کالا یود

اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…

اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت

 


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 15:22 توسط بهتاش |

 

به نام خدایی که اگه حکم کنه همه محکومیم....

 

امروز سومین روزه ماه رمضونه و ...

لطفا شما هم اینو تو وبلاگاتون بزارین...

 

خدایا..

ماه مهمونیت رسیده

فقط خواستم بدونم؛

فرو دادن این همه بغض ، روزه رو باطل نمیکنه؟!!

مخاطبم مسئولانی هستند که انگار نیستند......

مسئولانی که گم شده اند در کاخ هایشان

آیا این بود عدالت؟؟؟؟

 

        

از باغ ميبرند چراغاني ات كنند

تا كاج جشن هاي زمستاني ات كنند

پوشانده اند صبح تو را ابر هاي تار

با اين بهانه كه باراني ات كنند


يوسف ! به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار ميبرند كه زنداني ات كنند


اي گل گمان نكن به شب جشن ميروي

شايد به خاك مرده اي ارزاني ات كنند


يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس كه شيطاني ات كند

آب طلب نكرده هميشه مراد نيست

گاهي بهانه ايست كه قرباني ات كند !

                                                                                            شعر از : فاضل نظری


پ.ن:

دوستان نظرات زیباتونو تو پست پایینی بذارین..

فقط بدون نظر نرین...ممنون

 


+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 17:55 توسط بهتاش

مطالب قدیمی‌تر